وسط برزخ و تکرار ،تکرار
موندن توی این دنیا رو نمیتونم دقیقن به چیزی تشبیه کنم
شبیه زندانی بودنه
شبیه انتظار کشیدن توی زمان بیماریه
مثل معلق بودن توی فضای خلع میمونه...
* صدای پا میاد ولی کسی نیست.
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
میخوام همه رو خفه کنم
در عین حال میخوام به همه کمک کنم
دنیای اطرافم داره منقبض میشه
هر لحظه اطرافم تاریک تر میشه
هرکاری میکنم هیچی نمیشه
هر لحظه انگار دروغه
انگار واقعی نیست
...
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
هیچ صدایی غمگین تر از صدای بارون وجود نداره
مخصوصن وقتی ساعت از یک شب گذشته باشه
خسته باشی توی تاریکی توی تخت هیچ صدایی بجز صدای ضربه های بارون نیاد...
آروم آروم خوابت ببره...
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
یه تکرار مکرر عذاب آوری شده زندگی هر روزم نمیگنجه که بگم
همه چیز بی معنیه برام
به جواب سوالام نمیرسم
دیگه فحش بهم بدن بزنن لهم کنن با تعریف و تمجید ازم فرقی نداره
هرچی بشه فرقی نداره
از این میترسیدم که تبدیل بشم به یه پیر مرد تنها
توی یه خونه کوچیک ترسناک که بچه ها با سنگ میزنن بهش و فرار میکنن
دارم همون پیرمرد میشم ...
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
آدمای اطرافم دلشون فقط بحال سگ و گربه میسوزه
حالم بهم خورد از بی ارزش بودن خودم
انگار اصلن وجود ندارم بدبختیام انگار نامرعیه |:
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
یه عده ترسو فقط توی دنیای مجازی بلدن فحش بدن
بدبخت اگر راست میگی از گوشی بیا بیرون حرف بزن D:
وقتی برقا بره فکر کنم از پلنگ تبدیل به پشه میشن
حالا من کاری ندارم ولی چه فایده ای داره فحش دادن؟ |:
* حوصله ندارم احساسم ندارم عین ماهی قرمز فقط توی اتاق میچرخم.
* هر چقدر اذیت بشم همونقدر انتقام میگیرم از همه |: .
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
روی کره زمین فقط من واقعیم |:
فقط خودم تنها
بقیه اون هفت میلیارد آدم وجود ندارن فیک اکانتن ...
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
همیشه میرم ولی یه روزی میرسه که انقدر خفه میشم تا اینکه میام اینجا تا داد بزنم
یه حالت هوملس دارم همش برگشت میخورم اینوری
میرم ولی باز برگشت میخورم
چی میشه کی میاد کی میره رو نمیگم
ولی مطمئنم باز میام اینجا این افکار جمع شده توم رو اینجا خالی میکنم.
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
زمان میگذره
توی دنیایی که اخرش تنها بودن و تنها مردنه آدم باید با خودش صمیمی باشه.
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان
برچسب:
نویسنده: نیکا حیدریان